[ و فرمود : ] دوستان خدا آنانند که به درون دنیا نگریستند ، هنگامى که مردم برون آن را دیدند ، و به فرداى آن پرداختند آنگاه که مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند ، پس آنچه را از دنیا ترسیدند آنان را بمیراند ، میراندند ، و آن را که دانستند به زودى رهاشان خواهد کرد راندند و بهره‏گیرى فراوان دیگران را از جهان خوار شمردند ، و دست یافتنشان را بر نعمت دنیا ، از دست دادن آن خواندند . دشمن آنند که مردم با آن آشتى کرده‏اند . و با آنچه مردم با آن دشمنند در آشتى به سر برده‏اند . کتاب خدا به آنان دانسته شد و آنان به کتاب خدا دانایند . کتاب به آنان برپاست و آنان به کتاب برپایند . بیش از آنچه بدان امید بسته‏اند ، در دیده نمى‏آرند . و جز از آنچه از آن مى‏ترسند از چیزى بیم ندارند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :18
بازدید دیروز :26
کل بازدید :339828
تعداد کل یاداشته ها : 128
04/1/15
3:4 ص
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
داود ایموری[35]
حضرت مهدی (ع)کیست و برای چه در ادیان مختلف نام مبارک این امام غایب به صوررت مکرر امده است. باور شیعیان از وجود امام زمان از کجا سرچشمه می گیرد

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

موسم خموش نام گزینه یی از سروده هایی غفرانی بدخشانی است که ماه قبل وارد بازار کتاب کابل گردید. این مجموعه، که با ظرافت خاص طرح و دیزاین گردیده است، 29 پارچه از سروده هایی این شاعر جوان را در برمیگیرد.

 

موسم خموش با مقدمه یی با قلم نویسنده توانای کشور، آقای شبگیرپولادیان آغاز، و با سروده یی  زیر نام" شعر من چیست؟" پایان میبابد.

شعر من چیست؟

 

شعر من قطره ی اشکیست که از چشمه ی رخسار دلم می آید

و پس آنگاه به دشتی برسد

 

این نه دشت است مگر سینه ی من

لاله زاریست ز بس سوخته است

 

و آن زمان قطره ی اشکم که ز این سوخته دشت

ز در آبله ها

ز نیستان نوا

 و ز صحرای جنون می گذرد

جامه سرخ به تن می پوشد

وانگه از راه دو چشمم به قلم

پس از آن،

واژه ی غرقه به خونم به ورق می ریزد

 

 

آقای غفران بدخشانی در آغاز این مجموعه نوشته است:

 

اگر واژه های آلوده به درد و آه ام از آن ارزش ایکه می خواهم برخور دار می بودند، آنها را به سرزمین ستم دیده ام اهدا می کردم!

 

موسم خموش دارای پنجاه و شش برگ بوده که تماماً حاوی سروده های سپید میباشد.