ظهور و قیامتمی گویند ظهور، رجعت و قیامت از یک جنس اند. به واقع نیز چنین است. این که پس از ظهور زمین اندوخته های خود را به همگان ارزانی می دارد، آن چنان که فقیری در زمین باقی نمی ماند تا محلی از احسان داشته باشد و گنجینه های علم، که تا قبل از این تنها یک حرف از بیست و هفت حرف آن شناخته شده بود، کشف می شود و زمین آن گونه می شود که در مخیله ی بشر نمی گنجد و ظاهر و باطنش غیر از آن که بود می شود به این دلیل است که پرده ها کنار رفته اند و حق آشکار تر خود را به همه می نمایاند. ادامه مطلب... |
اگر در ادیان گذشته، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله به عنوان منجی مطرح شده، پس وجود حضرت مهدی علیهالسلام چه ضرورتی دارد؟ در ابتدا باید به این نکته توجه کرد که تورات و انجیل فعلی، مجموعهای از کتابهایی است که به وسیله یاران حضرت موسی علیهالسلام و حضرت عیسی علیهالسلام به وجود آمده و در عین حال، شک نیست که قسمتی از تعلیمات انبیا و محتوای کتابهای آسمانی، در ضمن گفتههای پیروانشان به این کتابها انتقال یافته است؛1 پس آن چه در کتابهای ادیان فعلی وجود دارد، وحی آسمانی نیست تا اعتبار و حجیت داشته باشد. با توجه به این نکته، باید گفت که آن چه از قرآن درباره بشارتهای کتابهای قبلی و اصلی - تحریف نشده - استفاده میشود و آن چه هم از لابهلای انجیل و تورات فعلی استفاده میشود، این است که بشارت به آمدن پیغمبری به نام «محمد و احمد» صلیاللهعلیهوآله دادهاند؛ نه منجی که تمام بشریت را نجات دهد و عدالت را فراگیر و جهانی نماید که در ذیل به این مطلب اشاره میشود:
بشارت در آیات قرآن ادامه مطلب... |

موضوعی که همیشه درباره مهدی موعود علیه السلام مورد سئوال قرار می گیرد طول عمر ایشان است ! موضوعی که همیشه درباره مهدی موعود علیه السلام مورد سئوال قرار می گیرد ، طول عمر ایشان است . حال می خواهیم بدانیم ، طول عمر، از نظر دلایل عقلی، قوانین زیست شناسی ، تجربه بشری ، واقعیات تاریخی و قوانین طبیعی چگونه است ؟ 1- در زیست شناسی<\/h2>
زیست شناسان می گویند : عمر بشر اندازه و حد ثابتی ندارد . در طبیعت همه گونه عمر بوده است و ممکن است، باشد. دانشمند آلمانی می گوید : " مرگ لازمه قوانین طبیعی نیست و در عالم طبیعت، از عمر ابد گرفته تا عمر یک لحظه ای همه نوعش هست. آنچه طبیعی وفطری است، عمر جاودانگی و ابدی است . بنابراین ، افسانه عمر نهصد و شصت و نه ساله متوشلح ، نه مردود عقل است و نه مردود علم . در همین دوره ما، میزان طول عمر بالا رفته است و دلیلی ندارد که ازاین بالاتر هم نرود و یک روزنیاید که بشر به عمر نهصد ساله برسد ". تایید طول عمر از نظر علم جدید تا جایی است که در این دوره اخیر ، درصدد برآمده اند تا حد و مرز را از زندگی انسان بردارند و با پیدا کردن راه سالم نگاه داشتن سلولهای بدن، بر طول عمر انسان بیافزایند و عده ای پا فراتر نهاده و در راه تحصیل عمر جاودانی به کوشش افتاده اند . 2- در قوانین طبیعی<\/h2>
قوانین و نوامیس طبیعت نیز، بطلان طول عمر را به اثبات نمی رساند . علمای منطق می گویند : "استقرای ناقص نمی تواند دلیل حکم کلی گردد." به عنوان مثال : اگر ما در محیط زندگی خود درختانی دیده ایم که تلقیح آنها ، در اثر عوامل خارجی نبوده است، به صرف این، نمی توانیم بگوییم همه درختان جهان اینگونه اند : زیرا یک یک درختان همه جای جهان را ندیده ایم. قوانین طبیعی دو نوع است : الف- قوانین عام و ظاهر که قانونهایی هستند که در همه یا بیشتر افراد صنفی که قانون در آن یافت می شود، جاری است. ب- قوانین خاص و مخفی که قوانینی است که در بعضی افراد، در بعضی شرایط ، یافت می شود. مثلا اختلاف در قوه بینایی، قوه شنوایی، نیروی حافظه و غیره ثابت می کند که ممکن است ، در طبیعت ، بر خلاف آنچه متعارف است، چیزهایی به وقوع برسد که استثناء باشند. برگرفته از سایت طاووس بهشت ادامه مطلب... |
| اعتقاد به مهدویت، اختصاص به شیعه ندارد، بلکه بر اساس روایات فراوانى که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)ی رسیده، علماى اهل سنّت نیز این موضوع را قبول دارند. ولى معمولا آنان، تولّد حضرت مهدى را انکار مىکنند و مىگویند: شخصیّتى که پیامبر اکرم از قیام او خبر داده، هنوز متولّد نشده است و در آینده تولّد خواهد یافت. شبراوى شافعى در «الاتّحاف» گوید:«شیعه عقیده دارد مهدى موعود ـ که احادیث صحیحه درباره او وارد شده ـ همان پسر حسن عسکرى است و در آخر الزّمان ظهور خواهد کرد، ولى صحیح آن است که او هنوز متولّد نشده و در آینده متولّد مىشود و او از اشراف اهل بیت کریم است.»ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه، ذیل خطبه 16 مىگوید: «اکثر محدّثین عقیده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(علیها السلام) است و اصحاب ما معتزله آن را انکار ندارند و در کتب خود به نام او تصریح کرده اند و شیوخ ما به او اعتراف نموده اند. منتها او به عقیده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گردید.»با این حال، تعدادى از مورّخان و محدّثان اهل سنّت، تولّد آن حضرت را ذکر کرده و آن را یک واقعیت دانسته اند ، از جمله: 1 ـ عزّالدّین ابن اثیر (متوفّاى 630) در حوادث سال 260 هجرى مىنویسد:«ابو محمّد عسکرى (امام حسن عسکرى) در سال 232 متولّد شد و در سال 260 وفات یافت و او پدر محمّد است که شیعه او را «منتَظَر» نامند.» 2 ـ عماد الدّین ابوالفداء اسماعیل بن نورالدّین شافعى (متوفّاى 732) گوید:«على هادى (امام دهم) در سال 254 هجرى در سامرّا وفات یافت. او پدر حسن عسکرى است و حسن عسکرى یازدهمین امام از ائمّه دوازده گانه است و او پدر محمّد منتظَر صاحب سرداب است و در سال 255 متولّد شده است.» ادامه مطلب... |
درمنابع و مصادر روایى و حدیثى شیعه همچون کتاب ارزشمند کافى، کتاب الغیبة طوسى و نعمانى و . . . روایات بسیارى وجود دارد که امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در موقعیتها و مناسبتهاى گوناگونى در مورد حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ سخنانى بیان فرموده اند و این نشانگر اهمیّت و حساسیت این مطلب از دیدگاه آنان است. و اگر در برخى روایات به طور سربسته این مطلب بیان شده است این بخاطر شرایط و محدودیت هاى آن زمان مى باشد بگونه اى که به عدّه اى از آن بزرگواران اجازه نمى دادند تا این اصل عقیدتى، اجتماعى و دینى را بصورت روشن ترى بیان کنند. در این باره به شاخه گلى از بوستان گفتار رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ و دیگر معصومان ـ علیهم السلامـ اشاره مى کنیم: پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله 1ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله: المهدی علیه السلام ـ من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه النّاس بی خلقاً وخلقاً تکون له غیبة وحیرة تضل فیه الأُمم ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب فیملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجورا)1). رسول خدا فرمودند: مهدى ـ علیه السلام ـ از فرزندان من است اسمش اسم من است و کنیه اش کنیه ى من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبیه تر است. براى او غیبت و حیرتى است که امّتهایى در آن دوران گمراه مى شوند سپس ظاهر مى شود همچون شهابى که روشنایى مى دهد و بسرعت حرکت مى کند و زمین را از عدل و قسط پر مى کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد . 2ـ و عن أبی عبد اللّه علیه السلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله: طوبى لمن أدرک قائم أهل بیتی وهو مقتد به قبل قیامه یأتمّ به وبأئمة الهدى من قبله ویبرئ الى اللّه من عدوّهم أُولئک رفقایی وأکرم أُمّتی علیّ(2) پیغمبر اکرم ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمود: خوشا بحال کسى که قائم اهل بیت مرا درک کند و به او اقتدا کند قبل از قیامش، پیرو او و تابع ائمه ى هدایت قبل از او باشد و از دشمنان ایشان به سوى خدا پناه آورد ایشان رفیقان من هستند و گرامیترین افراد امّت، نزد من مى باشند. حضرت امیر مؤمنان على (علیه السلام) حضرت مولى الموحدین على بن ابى طالب (علیه الصلاة والسلام) ضمن خطبه اى در ستایش پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمودند: 1ـ فنحن أنوار السموات والأرض وسفن النجاة وفینا مکنون العلم وإلینا مصیر الأُمور وبمهدّینا تقطع الحجج فهو خاتم الأئمة ومنقذ الأُمّة ومنتهى النور وغامض السرّ، فلیهنأ من استمسک بعروتنا وحشر على محبّتنا(3). ما نورهاى آسمان و زمین و کشتیهاى نجات هستیم. دانش، در ما نهان است و ما گنجینه ى آنیم و سرانجام کارها بسوى ماست و مهدى ما، آخرین حجّت است. او آخرین امام معصوم، نجات بخش امّتها، آخرین نور رسالت و امامت و معمّاى پیچیده ى آفرینش است. گوارا باد آنان را که به رشته محبّت و ولایت ما چنگ زده و با محبّت ما محشورند. نیز حضرت جواد ـ علیه السلام ـ از پدران گرامیشان آورده است که امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: 2ـ للقائم منّا غیبة أمدها طویل کأنّی بالشیعة یجولون جولان النعم فی غیبته. یطلبون المرعى فلا یجدونه ألا فمن ثبت منهم على دینه ولم یقس قلبه لطول أمد إمامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة (4). براى قائم ما غیبتى بسیار طولانى است و من شیعیان را مى نگرم که در غیبت او بسان گلّه بدون شبان سرگردان دنبال چراگاهند و نمى یابند. آگاه باشید که هر کس از اینان بر دین خویش استوار باشد و بخاطر غیبت طولانى آن حضرت قلبش سخت نگردد چنین کسى با من است و در قیامت در درجه ى من. ادامه مطلب... |





